تبليغاتX
سیاه مشق های یک مالی - دروغ های 13

سیاه مشق های یک مالی

Nomore , cause and effects rules here

از اونجایی که اینجا در ایام نوروز بی صاحب خواهد ماند ، دروغ ۱۳ ای که بعضی از مخاطبین این بلاگ ممکنه امسال بگن رو  همین امروز مینویسم ...

به قول استاد فرانک ابگنیل ( فیلم اگه میتونی منو بگیر) یه دروغ رو اونقدر ادامه بدید و بزرگش کنید که خودتونم باورتون بشه دارین راست میگید .اونوقت بقیه هم باورتون میکنند !

 اما دروغ سیزده از زبان بعضی از خوانندگان این بلاگ :

نیما (مدیر) : آقا من پایه ام ... امشب بریم بیرون٬ ناز نمی کنم !

علی (وربال) : اصلا جو نمیدم ... دقیقا همین طوری که برات تعریف کردم اتفاق افتاد!

مالی : الآن خیلی جدی دارم باهات صحبت میکنم!

علی (فیلمی) : اون پولی که به فلانی قرض داده بودم رو خجالت نکشیدم و ازش پس گرفتم!

بیتا (فسقلی) : من اصلا لجبازی نمیکنم و کاملا  منطقی با فلان قضییه برخورد میکنم!

دکتر(مهدی ارشدی) :  الان تنها تو کافی شاپ کاخ نشستم!

خشایار (خش) :  همه چیز رو براست! من از شرایط راضی ام

مرضیه (بهار نارنج): امروز حالم خوبه. نه خسته ام،نه قلبم درد میکنه ٬نه مریض ام٬ نه حالم گرفته ست

میثم (آقا اسد) :  از هر چی وبلاگ و این سوسول بازی هاست بدم میاد . تا حالا یه بلاگ هم نخوندم!

ایلنوش ( آشپز) : الان دارم درس میخونم ... وقت ندارم کار دیگه ای بکنم !

شهرزاد (دختر عمو) :< ما ارادت داریم >  اگه میخوای غیبت کنی که من پایه نیستم ، پاشم برم !

عیسی (مدیر دخانیات): الان خونه مادر بزرگمم . از اونجا میرم شهرک غرب٬جزوه کپی کنم.بعدا میام!

شهریار (پسر عمو) : <سلام یَره> ایمان جان ؟ من دیگه کاری به کار دختر ها ندارم !

صادق کتابی :  من امسال دیگه فارق التحصیل میشم ... دیگه منو تو دانشکده نمیبینی!

علیرضا (فرمانده) : باید با یه بر اندازی نرم، وضع رو درست کرد.من خودم سردمدار یه جنبش میشم!

نگار (نگارخونه) : وای چقدر امروز تو جمع صحبت و سر و صدا کردم!

سیفل (امین) : اگه نظرتو بگی سریع قبول میکنم و اصلا مخالفت نمی کنم.

میتیا (مهدی) :  نه بابا کجا بریم ؟ من پایه برنامه امشب نیستم !

محمود (قلی پور) : الان مو هام به هم ریخته است ... نمیتونم بیام دانشگاتون!

فیروزه (پاییز نو ) : ------ به دلیل ندیدن طولانی مدتش دروغی به ذهنم نمیرسه ------

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 17:47  توسط مدیر مالی  |