تقریبا پارسال همین روزها بود که دختر آرزوهام کنارم نشسته بودو با هـــــــــــــــــــــــــم حرف میزدیم . دختری که هیچ وقت نتونسته بود پاشو از مرز رویاهام بیرون بذاره حالا در حقیقت متبلور شده بود ! . . . تا همین سه ماه پیش که من رو به حکم " تو پسر خوبی هستی ولی من به درد تو نمیخورم " محکوم کرد و گذاشت رفت .. . تو این یه ساله که گذشت من هم احمق بودم هم احمق تر!
اوایل همیشه تو جمع های چند نفره میدیدمش و وقتی میخواستم برای جمع خاطره ای تعریف کنم که اونم توش بود ، سوم شخص صداش میکردم " ایشون ام با ما بود و ... " کم کم بیشتر با هم دو تایی تنها بودیم .و نا خوداگاه ضمیرشم دوم شخص جمع بود " شما هم کلاس هاتون تموم شده ؟ " یادمه مرحله تبدیل دوم شخص جمع به مفرد خیلی طول کشید ... اولا ضمیر شما بود ولی شناسه ها رو مفرد به کار میبردم " شما هم اونجا بودی ؟" تا اینکه یه روز همه چی با هم عوض شد . با اینکه یه سال گذشته ولی میتونم قسم بخورم قید کم کم اصلا در مورد این مرحله صدق نمی کنه و همه چیز یهو اتفاق افتاد . ناگهانی تر از هر چیز دیگه ای تو این یه سال. " من حس خاصی به تو دارم " این اولین جمله ای بود که "شما" رو بی هیچ مقدمه ای به "تو" تبدیل کرد.
یه درخت هیچ وقت نمی فهمه پیچکی که دورش میپیچه و بالا میره چقدر حریص ئه و تا از پا در نیارش دست بردار نیست ... این ضمیرها هم خیلی به پر و پای ما پیچیدند و حتی به دوم شخص مفرد هم قانع نشدند ... درست یادمه که یه شب ئه تابستونی بود که من کتم رو از تنم در آورده بودم و دستم گرفته بودم. و دوتایی پشت در خونه یکی از هم دانشگاهه ها ایستاده بودیم که به مناسبت تولدش مهمونی گرفته بود .زنگ اف اف رو زدیم .صدایی ضعیف با پس زمینه ی آهنگ بلند پرسید کیه و من گفتم " مــــــــــاییم!"
این قاعده شه ... یعنی همیشه هم همین طوری بوده ... از سوم شخص شروع میشه و پله پله بالا میره تا جایی که اول شخص رو هم پشت سر میذاره و اون وقت جایی یه که دیگه مخاطب قرار نمی گیره ... یعنی در حقیقت دیگه نیست که مخاطب قرار بگیره . . . یه بازی یه کاملا قانونمند . و البته تکراری . فقط گاهی زمان بازی کم و زیاد میشه!
.
..
...
این داستان ، یکی از ما ها بود . اگه هر کدوممون بتونیم خوب داستان بگیم میبینیم امسال بشتر از رویاهایی که به حقیقت تبدیل کردیم ، رویاهای به دست اومده ای داشتیم که از دست دادیم . پس چرا سال نو مبارک بگیم ؟
بعضی ها فکر میکنن باید روز تولد بهترین روز برای کادو دادن و تبریک گفتن ئه ...
یه عده هم،کادو اصلی شون رو برای ولنتاین نگه میدارن ...
بعضی ها هم برای سال نو کادو میدن و تبریک میگن و رو بو سی میکنن .
ولی به نظر من ، بهترین کادو و تبریک ، تبریک بی بهانه است...
چرا ما سعی میکنیم به هم نشون ندیم که چقدر هم رو دوست داریم ...
پس ،
سال نو خواهـــــــــــــد آمـــد !!!
ســــال نو می آیــــــد !!
ســال نو آمـــد!
شر، کـــم هشتاد و شیـش.
امـروزتـون مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک !
