تبليغاتX
سیاه مشق های یک مالی - شر،کم!

سیاه مشق های یک مالی

Nomore , cause and effects rules here

احمق کسی یه که باور نداره آرزو هاش به حقیقت تبدیل میشه ... احمق تر کسی یه که فکر میکنه رویا هایی رو که به دست آورده برای همیشه میتونه نگه داره!

تقریبا پارسال همین روزها بود که دختر آرزوهام کنارم نشسته بودو با هـــــــــــــــــــــــــم حرف میزدیم . دختری که هیچ وقت نتونسته بود پاشو از مرز رویاهام بیرون بذاره حالا در حقیقت متبلور شده بود ! . . . تا همین سه ماه پیش که من رو  به حکم " تو پسر خوبی هستی ولی من به درد تو نمیخورم " محکوم  کرد و  گذاشت رفت .. . تو این یه ساله که گذشت من هم احمق بودم هم احمق تر!

اوایل همیشه تو جمع های چند نفره میدیدمش و وقتی میخواستم برای جمع  خاطره ای تعریف کنم که اونم توش بود  ، سوم شخص صداش میکردم " ایشون ام با ما بود و ... " کم کم بیشتر با هم دو تایی تنها بودیم .و نا خوداگاه ضمیرشم دوم شخص جمع بود " شما هم کلاس هاتون تموم شده ؟ "  یادمه  مرحله تبدیل دوم شخص جمع به مفرد خیلی طول کشید ... اولا ضمیر شما بود ولی شناسه ها رو مفرد به کار میبردم " شما هم اونجا بودی ؟"  تا اینکه یه روز همه چی با هم عوض شد . با اینکه یه سال گذشته ولی میتونم قسم بخورم  قید کم کم اصلا در مورد این مرحله صدق نمی کنه و همه چیز یهو اتفاق افتاد . ناگهانی تر از هر چیز دیگه ای تو این یه سال. " من حس خاصی به تو دارم " این اولین جمله ای بود که "شما" رو بی هیچ مقدمه ای به "تو" تبدیل کرد.

یه درخت هیچ وقت نمی فهمه پیچکی که دورش میپیچه و بالا میره چقدر حریص ئه و تا از پا در نیارش دست بردار نیست ... این ضمیرها هم خیلی به پر و پای ما پیچیدند و حتی به دوم شخص مفرد هم قانع نشدند ... درست یادمه که یه شب ئه تابستونی بود که من کتم رو از تنم در آورده بودم و دستم گرفته بودم. و دوتایی پشت در خونه یکی از  هم دانشگاهه ها ایستاده بودیم که به مناسبت تولدش مهمونی گرفته بود .زنگ اف اف رو زدیم .صدایی ضعیف با پس زمینه ی آهنگ بلند پرسید کیه و من گفتم " مــــــــــاییم!"

این قاعده شه ... یعنی همیشه هم همین طوری بوده ... از سوم شخص شروع میشه و پله پله بالا میره تا جایی که اول شخص رو هم پشت سر میذاره و اون وقت جایی یه که دیگه مخاطب قرار نمی گیره ... یعنی در حقیقت دیگه نیست که مخاطب قرار بگیره . . . یه بازی یه کاملا قانونمند . و البته تکراری . فقط گاهی زمان بازی  کم و زیاد میشه!

.

..

...

این داستان ، یکی از ما ها بود . اگه هر کدوممون بتونیم خوب داستان بگیم میبینیم امسال بشتر از رویاهایی که به حقیقت تبدیل کردیم ، رویاهای به دست اومده ای داشتیم که از دست دادیم . پس چرا سال نو مبارک بگیم ؟

بعضی ها فکر میکنن باید روز تولد بهترین روز برای کادو دادن و تبریک گفتن ئه ...

یه عده هم،کادو اصلی شون رو برای ولنتاین  نگه میدارن ...

بعضی ها هم برای سال نو کادو میدن و تبریک میگن و رو بو سی میکنن .

ولی به نظر من ، بهترین کادو و تبریک ، تبریک بی بهانه است...

چرا ما سعی میکنیم به هم نشون ندیم که چقدر هم رو دوست داریم ...

پس ،

سال نو خواهـــــــــــــد آمـــد !!!

ســــال نو می آیــــــد !!

ســال نو آمـــد!

شر، کـــم هشتاد  و شیـش.

امـروزتـون  مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 12:26  توسط مدیر مالی  |