روزی که از ایران خارج شدم ، در روزنامه های کثیر الانتشار آگهی اجاره کُنام به شیران و پلنگان در خیابان های مرکز شهر به چشم میخورد ... هوا سرد بود ، خیلی ناجوانمردانه، اما دماسنج ها 40 درجه سلسیوس را نشان میدادند، مدارکش هم هنوز در اداره هواشناسی موجود است... مردم کشته میشدند، کشته ها آشوبگر خوانده میشدند و آشوبگر ها به مردم تعرض میکردند، اینگونه شد که وقتی اینجا رسیدم گشنه بودم ... خیلی گشنه ... هنوز نمیدانم چرا؟
< از این به بعد اینجا علت و معلول حکمرانی نمیکند! >