تبليغاتX
سیاه مشق های یک معده فراری!

سیاه مشق های یک معده فراری!

Nomore , cause and effects rules here

مرد در شهر  قدم میزد و به اطراف نگاه میکرد .

گنجشکی  خود را به سنگی که بچه ای پرتاب کرده است می زند ... درختی خود را با چند جست سریع  از گربه  پایین میکشد ... راننده اتوبوس بلیط های پاره شده ي مسافران را به هم می چسباند ... تیم ملی با یک باخت یا مساوی به جام جهانی راه پیدا میکند ولی در صورت پیروزی از گردونه ي مسابقات حذف می شود... راننده ای که عابری را زیر گرفته و مجروح کرده ، ما بالتفاوت دیه انسان کامل و دیه عابر مجروح را دریافت میکند...  در بازار اجناس کمیاب، ارزانتر شده ند ... و هر جنسی که زیاد عرضه میشود ، قیمتش بالا میرود و بازار سیاه پیدا میکند ... خیاط ها، لباس را برای پروف کردن به مشتریها میدهند تا باخود به خانه ببرند و به مشتری  بیعانه پرداخت میکنند... در مسجد هر بار که مردم  یک صلوات می فرستند ، موعظه خوان یک بار اسم پیامبر را می آورد ... مردهای خیابونی معضل اصلی شهر شدند ... پلاک های شهر همه با سیزده نوشته شده بود :سیزده + یک ، سیزده + دو ...

مرد تازه فهمید که عاشق شده است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 16:30  توسط مدیر مالی  |